بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي
154
التوسل إلى الترسل ( فارسى )
همت آن مجلس ( رفعه الله « 1 » ) فتحى بزرك و غزوى شگرف رفته « 2 » و چهرهء دين و دولت بزينت آن « 3 » جمال گرفته و ديدهء ملك و دولت « 4 » بمشاهدهء آن مكتحل گشته اين دوست را موجب « 5 » صد هزار اعتداد و اعتضاد شد ، چه از راه صدق و داد و فرط اتحاد از هر سعادت كه آن « 6 » مجلس را روى نمايد و از هردولت كه بدان جناب همايون متوجه شود اين دوست حط « 7 » اكمل و نصيب اوفر خويشتن را « 8 » داند ، خصوصا از آنچه اعلام اسلام به دو « 9 » مرتفع شود و امداد فساد بدان مندفع گردد « 10 » و اركان كفر بواسطهء آن تزلزل گيرد و اعضاد شريعت باستظهار آن قوّت « 11 » يابد ، راى « 12 » يمن نقيبت و صفاى عقيدتى « 13 » كه آن مجلس را به حمد اللّه حاصل است و همت دوستان مخلص چنين ثمرها دهد ، و فضل كردگار و توفيق پروردگار « 14 » در اعانت حمايت « 15 » بيضهء اسلام چنين اثرها نمايد ، ( هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق « 16 » ) ليظهره على الدين كله و لو كره المشركون . از اثناء اين خطاب كريم بشارت انصراف بدار الملك فيروزكوه معلوم شد « 17 » و موجب ابتهاج تمام گشت « 18 » ، اين دوست نيز بدين « 19 » مدت بر تواتر معروفان و معتمدان فرستاده است ، و از تصميم عزيمت خويش بر كفايت مهم خراسان كه تا اين غايت بسوانح تقدير در بند تأخير افتاده بوده است - و الأمور مرهونة باوقاتها - خبر داده ، و استنهاض مجلس رفيع ( زيد رفعة « 20 » ) و موافقت درين مهم كه بصلاح جوانب تعلق دارد كرده ، و در خواسته كه اگر ميسر گردد و وقت دست دهد « 21 » بذات مبارك تجشم حركت فرمايد ، تا نايرهء اشتياق منطفى گردد ، و مهمات دين و دولت در ضمن آن مكفى شود ، و اگر حالى اين آرزو باعذار و موانع « 22 »
--> ( 1 ) زاده اللّه رفعته . ( 2 ) ضا ، بود . ( 3 ) سا . ( 4 ) و ملت . ( 5 ) مواجب . ( 6 ) سا . ( 7 ) حظ . ( 8 ) خويش . ( 9 ) بدان . ( 10 ) بود . ( 11 ) ضا ، پايدار . ( 12 ) سا ( ظ ، آرى ) . ( 13 ) عقيدت . ( 14 ) روزگار . ( 15 ) حمات . ( 16 ) سا . ( 17 ) گشت . ( 18 ) شد ، ( 19 ) درين . ( 20 ) زيدت رفعته . ( 21 ) ضا ، تا . ( 22 ) موانع .